حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
108
تاريخ قم ( فارسي )
و مضايقه نكند و بر حساب كرم اختصار نمايد ، ديگر باغى كه درختهاى مثمره در آن متفرّق باشند درختها را بشمارد و هر سى و شش درخت قفيزى حساب كند و باغى كه درختهاى ميوه در آن در پهلوى يك ديگر نشانده باشند آن باغ را نه پيمايد و نبيند كه چه مقدار است و درختهايى كه غير مثمره باشد اعم از آنكه متفرّق باشند يا غير متفرّق آن را حساب نكند و نه پيمايد و مال بر آن وضع نكند و درختى كه چهار سال بود كه آن را نشانده باشند آن را بر درختهاى نو نويسد و در حساب نياورد و زمين زعفرانى كه خراب شده باشد خراج آن يكنيمهء آبادان حساب كند و درختهاى جوز و فستق تمام بار و ميانه و دون هر يك جدا بنويسد و در دفتر اثبات كند و درختى كه بر كنار جوى يا بر كنار سواقى و اوديه واقع شده باشد آن را نشمارد و بدان التفات نكند و در حساب نيارد و در دفتر ننويسد و بهر صد جريب زمين غلَّه و پنبه و انگور و زعفران و خضريّات شانزده درم و چهار دانگ درهمى حق مسّاح و معابر است ده درم از آن مسّاح و شش درهم و چهار دانگ درهمى از آنِ معابر و معابر كسى را گويند كه عمّال و وُلات بعد از آن كه مسّاحان و حزّاران مواضع پيموده و مساحت كرده باشند او را بفرستند تا برين مواضع بگذرد و احتياط كند و باز بيند كه مسّاحان سهوى و ميلى و محابايى نكردهاند و بهر ده درخت جوز يكدرهم از آنِ مسّاحان و معابران است و بهر آسياى دايرهء نيم درهم و از هر ده سر از اهل ذمّت كه ايشان جهودان و ترسايانند دو درهم و بهر سى حوض دوشاب يكدرهم ، ديگر مسّاح مىبايد كه از كردو و باغ بيرون نيايد تا برزيگر و معمار ارباب حاضر نشوند و نه بينند و بعد از آن آنچ بر آن موضع و زمين مقرّر شود بحضور ايشان بنويسد و چون نوشته باشد به مهر خود و خداوند ملك مهر كند و بعد از آن بعرض رساند و چون معابر بدين مواضع كه مساحت كرده باشد چون از ده يكى را گذاشته باشند آن را حساب نكند و آن مواضع كه فراموش كرده باشند و بعد از مساحت و عبرت معلوم شود از آن عشر خراج بستاند كه اين بغايت مباركست و بفال داشتهاند و قرى و مواضعى كه بعد از مساحت استحداث كرده باشند و ايشان را مالى معين مذكور نبود آن ديه را بر ديههاى آن ناحيت قياس نمايند و حساب كنند و ابو بكر محمّد بن يحيى صولى در كتاب [ خود ] آورده است كه در مساحتى كه ميان ارباب ضياع و سلطان واقع مىشود لا بد و ضرورتست